موارد بسيار به عقايد اكهارت نزديك است، اعتقادات نوافلاطوني او از ويتلو عميقتر است: مثلاً او مفهوم آفرينشهاي صدوري و واسطهاي را ميپذيرد؛ عالم ممكن است قديم باشد، ولي خدا مافوق قديم است.
آثار فلسفي او بيش از آن است كه ذكر شود.1 گفته ميشود مهمترينش درباب حاس و محسوس است، ولي بايد ذكري هم بكنيم از درباب هستي و ذات، درباب عادت، درباب شعور و حركات كاينات. در كتاب آخري، كه آنرا از ارسطو، بطليموس، ابن رشد و توما اقتباس كرده است، اين مطلب را بررسي ميكند كه براي حركات افلاك سماوي چه مقدار شعور و آگاهي لازم است. اين مستلزم بحث در نظريات نجومي است، او نتيجه ميگيرد كه اين پديده را جز با افلاك خروج از مركز و تدوير نميتوان توضيح داد، ولي برتري روش تجربي را درك ميكند.
كـمـالالـديـن فـارسـي
كمالالدين ابوالحسن (يا حسين) محمد بن حسن فارسي، رياضيدان و فيزيكدان ايراني كه به عربي مينوشت. (متوفا حدود 1320 م/ 720 ه ق).
او تذكرةالاحباب را درباب اعداد متحاب و اساس القواعد فياصول الفوائد را نوشت، كه شرح است بر كتاب الفوائد البهائية في القواعد الحسابية و رسالهاي است درباب حساب، هندسه، بهدست آوردن مساحت، حجم و حساب ارث از ابن خدّام.2 ولي مهمترين تأليفش
تنقيح المناظر است، كه شرحي است كامل و اصيل بر كتاب المناظر ابن هيثم. كمالالدين كتاب ابن هيثم را به راهنمايي استادش قطبالدين شيرازي (سيزدهم ـ 2) مطالعه كرده بود.
با توجه به ماهيت دايرةالمعارفي مبحث نورشناسي در سدههاي ميانه (كه نه تنها شامل نورشناسي فيزيكي و فيزيولوژيكي، بلكه در عين حال شامل نورشناسي جوي، مناظر و مرايا و بسياري موضوعات قديمي بود)، بررسي كامل
تنقيح المناظر طولاني خواهد بود. كافي است به موضوعات اصلي نظري بيفكنيم.